وَ تؤرتا هاتِم ، تا قاؤیل

گَرین

هر گُؤ خاؤِی بِین ، اِ چِیَمِم پَرین

بِزَران بِزَران بَن بَن

سُؤْخُونم

گِران گِرْتِیَسِی ئو نِمَزونِم

:َ لَشِم زمینگیر ، دِلِم ها مَچو

دِلِم داسَه دَس نالَه نالِ رو

سَرِم سُؤار بِرد پائِم پاپِیا

دو « چِیَمِ خُؤین وار » مِدوم وَ رِیا

ریوارِی « نِمای » بارِی حاؤالِی

وَ سَرمَه مَچو ساتِی وَ سالی...!!!

هرچَن کُؤتْ کُؤتِم چُؤی پَلْ پَلِْ دار

ریشیم ها اِ بَرْدْ کِلْادَه گِلْار...!!!

بِزران بِزران داخِ دَرینم

داخِ داخدارَیَل کُؤیل سرزَمینم...!!!

«کامین عالی پور»

«رهگذر»

1_ مشتاقانه به دنبالت تا دامنه های کوه « گرین » آمدم ، اما افسوس مانند خوابی که ناگهان از چشم بپرد یکباره از چشمم پنهان و محو شدی!

2_ ( ای معشوق) ، نوای غم انگیز درونم را بنواز ؛ چراکه بند بند استخوانم آتش گرفته است و من از خود بی خبرم!

3_تنم زمینگیر شده است در حالی که دلم دارد پریشان از پی معشوق می رود ، و من دلم را به ناله های غم انگیز رود سپرده ام...!!!

4_ ( در پی معشوق ) آنقدر پریشانم که گویی سرم را سواره نظام می برد و پایم را پیاده نظام ، با دو چشم منتظر و خونباری که مدام چشم انتظار معشوق اند.

5_ «رهگذری» نمی آید تا احوالی از معشوق برایم بیاورد ! هر ساعت از عمر و زمان به منزله ی یک سال برایم به سختی میگذرد!

6_ بنواز ! بنواز ! داغ عشق درونم را ، و داغ عشق من را چون داغ عشق تمام داغداران سرزمینم با سوز و گداز بنواز!

7_ هرچند تمام وجودم مانند شاخه های تبرخورده و تکه تکه شده ی درخت از هم جدا شده است ، اما ریشه ام درسنگ است ! برگرد و به سوی من بازآی...!!!

8_ معنی بیت هشتم همان تکرار بیت ششم است.